ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
مقدمهء مصحح 10
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
زردشت به مطالعهء تاريخ و جغرافياى اين سرزمين نياز پيدا نكند . ريشهء معتقدات دينى پدران ما و شاخوبرگ افكار و انديشههاى خود ما از آب هيرمند سيراب شده است . همبستگى ما با اين قسمت از خاك ايران بيش از آنست كه بتوان در اين مقدمهء مختصر به شرح آن پرداخت . شرح اين هجران و اين خون جگر * اين زمان بگذار تا وقت دگر اين بخش از خاك ايران كه امروز به نام سيستان خوانده مىشود ، در اوستا به نام رودى كه از آن سيراب مىشود « هئتومنت « HAETUMANT خوانده شده است و در سنگنوشتههاى داريوش به نام « زرنكه « ZARANKA كه نام درياى زره است ، ناميده شده است . نام سكستان را پس از دستاندازى قوم « سكا » در پايان دومين سدهء پيش از ميلاد به اين سرزمين دادهاند و سجستان و سيستان شكلهاى ديگرى از همين نام است كه تا امروز بر سر زبانهاست « 1 » . دربارهء اين خاك مقدس يعنى سيستان تواريخ محلى متعددى نوشته بودهاند و نويسندگانى چون ابو عبد الله از راويان حديث و ابو محمد و امير محمد بن امير مبارز و محمود بن يوسف اصفهانى و مؤلف تاريخ سيستان و ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين محمد ، كتابهائى دراينباره پرداخته بودهاند . از آنجا كه اين سرزمين از دوران داستانى و باستانى تا امروز گرفتار كشمكشهاى سرحدى و حملههاى اقوام تورانى و مغول و تيمورى و تركمان و اوزبك و غز و افغان بوده است ، آنچه از نوشتهها و اسناد و مدارك كه در اين سرزمين بوده ، از ميان رفته است و آنچه به جا مانده ، كتاب تاريخ سيستان مجهول المؤلف و كتاب حاضر يعنى احياء الملوك ملك شاه حسين است . پارهاى از آثار و نوشتهها سرگذشتى عجيب به شرح زير دارند : اسناد و مداركى كه تا اين اواخر يعنى دوران ملك بهرام خان - از بازماندگان سلاطين كيانى - در دست بود و شامل كتب ، رسايل ، شجرهنامههاى خاندانهاى محلى ، فرمانها ، تقسيمنامهها ، دفترها و نوشتههائى نظير اينها بود ، پس از فوت ملك بهرام خان به دست پسرش ملك جلال الدين افتاد . شاه كامران اين اسناد را به غارت برد و ملك جلال الدين را از اين حق موروثى محروم كرد . آنچه كه از زير دست و پاى شاه كامران بيرون آمده بود ، دوباره به دست ملك جلال الدين و برادرش حمزه خان افتاد . پارهاى از اين بازمانده را پنهان از اين دو برادر ديگران به يغما بردند و آنچه باقىمانده بود اين دو برادر به ثمن بخس فروختند . « 2 » در سال 1283 قمرى ، مظفر الدوله حاكم سيستان شد . نامبرده به سران و بزرگان خاندانهاى قديمى سيستان دستور داد تا جميع اسناد و مدارك و نوشتههاى مختلف را براى احراز مالكيت و اثبات حقوق قديم خود نزد او بياورند . ريشسفيدان ، كدخدايان ، ميران ، پاداران ، اربابان ، كلانتران و سران هر طايفه در ارائه و تسليم اين اسناد و مدارك
--> ( 1 ) - اناهيتا ص 236 و 237 . ( 2 ) - Seistan by G . P . Tate , Parts 1 - 3 , P . / 81 .